دوباره آمدم...
دوباره آمدم.
در شهر خبری نیست. قرار است حسین و حسن ارتباط قطع شده شان را راه بیندازند. یک سری لبخند هم این وسط رد و و بدل می شود. اصلا هم به ما ربطی ندارد.
وقتی ارتباط با آمریکا قطع شد- ما کاره ای نبودیم - الان هم کاره ای نیستیم. نان و ماست خودمان را می خوریم و کار به دعوای حضرات هم نداریم.
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 12:31
توسط امیر عباس عرب وند
|
در گذران دهه چهارم هستم. شادمان از آنچه رفته و امیدوار به آنچه باقیست. هر روزم نوروزی است بر آنچه مانده است. نوروزهایتان را شاد بدارید که در حسرت گذشته نمانید.