و اما یارانه ها ....
و اما یارانه ها ....
در تمامی سیستمهای توانمند اقتصادی دنیا، با ایجاد تعادل بین حداقل دستمزد و حداقل هزینه مایحتاج ضروری خانوار، از گسترش فقر و شكافهاي بزرگ طبقاتي جلوگيري بعمل مي آيد. در حقيقت تشكيل طبقه ي بزرگ متوسط از نظر اقتصادي و داراي اميد به زندگي، يكي از سرمايه هاي هر اجتماع محسوب مي گردد.
اين سرمايه، توانِ محركِ كار و توليد، عامل بازدارنده از جرايم اجتماعي و عامل بالقوه سلامت رواني جامعه است. وقتي مردم در آرامش، توان مالي مناسب و برآورنده ي نيازهاي اوليه زندگي را داشته باشند، با انرژي حاصل از اين آرامش، بهتر مي انديشند و جامعه در سايه ي اين انديشه، مي تواند مراتب بالندگيِ اخلاقي، عاطفي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي را به سرعت طي نمايد و زمينه حضور كشورهاي قوي و پيشرفته فراهم مي شود.
در ماههاي اخير، طرح هدفمندي يارانه ها در كمالِ بي هدفي در حال اجراست. به تمامي ثبت نام شدگان، ماهانه مبلغ ناچيزي بعنوان يارانه ي هزينه هاي زندگي، پرداخت مي گردد و هزينه ي بسيار كمتري هم بعنوان يارانه ي نان! با پرداخت نخستين يارانه ي ماهانه، قيمت آب و برق و گاز و بنزين و هزاران چيز ديگر به گفته ي اجرا كنندگان طرح، به قيمت واقعيِ! خود برگشت.
بعنوان مثال در اين طرح، يك خانواده ي چهار نفره حدود 180 هزار تومان در ماه يارانه دريافت مي كند. هزينه گاز مصرفي اين خانواده در ماههاي فصل زمستان و براي يك آپارتمان 100 متري، به طور متوسط حدود 65 هزار تومان مي شود. هزينه برق مصرفي در صورت استفاده از لامپهاي كم مصرف و رعايت ساعتهاي اوج مصرف و نظاير آن، حدود 25 هزار تومان و آب بها بر اساس الگوي مصرفي مردم ايران، حدود 20 هزار تومان مي شود. در شرايط قبل از اجراي طرح هدفمندي يارانه ها، جمعِ اين هزينه ها، حدود 30 هزار تومان مي شد. پس تا اينجا اين خانواده حدود 80 هزار تومان بيشتر پرداخته است.
افزايش بهاي تلفن، نان، شير، گوشت، مرغ، برنج، حبوبات، حمل و نقل، بنزين و ... و خدمات مانند تعميركاران نظاير آن نيز بسيار بيش از كل يارانه دريافتي خانوار در ماه است. بنابراين، خانواده ابتدا بسوي صرفه جويي بيشتر و كاهش هزينه هاي غير ضروري مي رود. پس از آن و با كمبود نقدينگي براي جبران هزينه هاي مازاد ناشي از اجراي طرح، كيفيت زندگي خانوار دچار افت شديد مي شود. هزينه هاي مسافرت،تفريح، مهماني، خريدكتاب و مجلات و مانند آنها، صرف خورد و خوراك و هزينه هاي آب و برق و ... مي شود.
با افت كيفيتِ زندگي، آرامش رواني خانواده مورد تهديد قرار مي گيرد. محدوديت درآمد و كمبود منابع مالي ابتدا والدين را عصبي مي نمايد و اين نبودِ آرامش، بصورت انتقالي، فرزندان را در بر مي گيرد. حال با جامعه اي روبرو هستيم كه مردم – خواه بزرگتر ها و خواه فرزندان آنان – آرامش خود را از دست داده اند و آستانه ي تحمل افراد پايين آمده است. فقر و بيكاري گسترش يافته و جرايم اجتماعي مانند قتل، سرقت، خيانت، فحشا، ارتشاء، كلاهبرداري ... جامعه را در برمي گيرد. اين نتيجه ي گسترش فقر است كه در قالب "هدفمندي يارانه ها" نامگذاري شده است.
شايد نام مناسب تر " گداپروري" ، "رعيت پروري" و يا " هدفمندي در گسترش همه جانبه ي فقر " است. اين است نتيجه ي طرحهاي زيبايي كه با بي فكري، مردمي هوشمند را به گدايانِ جيره ي ماهانه تبديل مي كند.
در گذران دهه چهارم هستم. شادمان از آنچه رفته و امیدوار به آنچه باقیست. هر روزم نوروزی است بر آنچه مانده است. نوروزهایتان را شاد بدارید که در حسرت گذشته نمانید.